راستش می خوام اول خدا رو شکر کنم ..بابت نعمت سلامي که بهمون داده ...واقعا بالاترين چيزيکه که می تونست به ما بده و بايد هميشه شکرگزارش باشيم .

راستش اين يه مدت که نبودم يه کمی گرفتاری کاری داشتم بعدشم مريض بودم .از اين ويروسهای جديد سرماخوردگی که همراه با دل درد و تهوع و اينجور حرفهاس .

ولی اول می خوام براتون از يه بيمارستان خصوصی، يه ماجرا تعريف کنم که هم فال همه تماشا!04.gif

آقا حال ما بد شد و مامان و بابا از حولشو من رسوندند به اولين بيمارستان .بعد از ۱ روز معاينه و آزمايش خون و اين حرفها ....نفهميدند من چمه ..هی گفتم بابا من معدم در د می کنه ..(آخه راستشو بخواين من عاشق fast foodam تو اين مدت هم حسابی از خجالت معده مريضم در اومده بودم (قابل توجه اونهايی که ناراحتی معده دارن ،دست بردارند ديگه از هله هوله خوردن ).هی به دکتره گفتم بابا من معدم داره از درد می ترکه گفت نه بايد زنگ بزنم به متخصص.هر چی دارو بهت می زنيم جواب نميده ..گفتم آخه اين دارو های که در معدم از بين نميبره !

خلاصه دردسرتون ندم زنگ زد به متخصص و من صداشو می شنيدم ..می گفت : يه مريض بد حال دارم که همش تهوع داره نمی دونم معدشه ..يا التهاب شکمی داره ...و از اين جور حرفها .

خلاصه منو با زور و کشون کشون بردند بخش جراحی تا متخصصشون بياد.اونم از عشق پول خودشو ۱ ساعته رسوند و بدون سونوگرافی و ..اين چيزا گفت مشکوک به آپانديسه ببريدش اتاق عمل 11.gifالبته اسمشو نمی گم (آخه می ترسم بر خلاف اعلاميه حقوق بشر آ‌بروشو ببرم ) هی گفتم آقای دکتر درد آپانديس که نفس آدمو می بره ..من الان خوبم فقط کمی معدم درد می کنه ...گفت ببريدش اتاق عمل . اگه آپانديس بود که بود ..اگه نبودم يه يادگاری کوچولو رو شکمت می مونه ديگه ..نمی وای جاش بمونه هم ۱ ميليون بده با ليزر تشخيص بدم !11.gif

خلاصه يک ور بخش و من گرفتم يک ور بخشم اون آقای دکتر ..بالاخره با صد تا امضاءو خواهش و التماس گفتم اصلا می خوام برم خونمون ..هی اين و اونو فرستاد ..ولی من می دونستم چمه و اون دکترا نفهميده بودن !

خلاصه اومدم بيرون از اونجا و رفتم يه درمانگاه و با ويزيته يک دکتر معمولی با ۱ روز استراحت خوبه خوب شدم.ولی اسم اون بيمارستانرو ميگم اين ديگه (حمايت از حقوق بشر نيست حمايت از حقوق يه مشت مريض بيچاره این مملکته که دلشونو به بيمارستانهای خصوصی خوش می کنند).بيمارستان سجادو می گم ..که بابت ۱ ساعت استفاده از اتاق بخششونم چيزی حدود ۱۰۰۰۰۰ تومان هم پول گرفتند و به قول خودشون گفتند ۱ ساعت با يه شب فرقی نداره !

خلاصه داشتم فکر می کردم که چقدر نگرانم که اگه وضع بيمارستاهای خصوصی اينه پس بميرم واسه مردمی که ناچارا بايد با بيمارستاهای دولتی اين مملکت سر کنند!

 

/ 0 نظر / 4 بازدید